مجتمع مسکونی 360 واحدی الغدیر2

فضای بسته : که به فضای داخلی اضافه می‌شود.
فضای نیمه باز : که با دیوارهای آجری مجوف نیمه محصور شده باشد.
فضای باز : که به صورت تراس‌باغ به عنوان سرانه فضای سبز عمل کند.

برای جایابی کیفیت‌های مدنظر به دنبال رسیدن به حالتی بهینه (Optimized) از نظر اقلیمی بودیم. لذا تصمیم گرفتیم دست به یک تجربه جدید معماری در زمینه معماری پارامتریک و پایدار بزنیم. (Parametric Form Finding)

برای این منظور وجوه اصلی مدل اولیه در محیط نرم افزار استخراج و به صورت مدولار شبکه بندی گردید (Subdivision) . سپس الگوریتمی نوشته که معین می‌کرد این شبکه بندی با چه درصدی از پر و خالی و به چه شکلی می بایست طراحی گردد که به حالت بهینه برسیم.

بدین منظور متخصصان ما از محیط مدلسازی نرم افزار RhinoCeros و پلاگین Grasshopper به عنوان ابزار طراحی (Parametric Design) از پلاگین Ladybug به عنوان ابزار ارزیابی انرژی دریافتی ساختمان (Energy & Whether Data Analysis) و از پلاگین Octopus به عنوان ابزار بهینه سازی و حل مسئله (Simultion & Optimization) استفاده نمودند.

آنچه در نهایت بدست آمد علاوه بر تطابق با ویژگی‌های اقلیمی بستر و کاهش اتلاف حرارتی ساختمان، یک نمای پیچیده با تنوع بصری بالاست که علاوه بر لایه لایه بودن باعث بوجود آمدن بعد در نما، افزایش عمق فضایی، تداعی معنا، کشف تدریجی و بالارفتن عمر تماشا گردیده است. محصول نهایی اگرچه ایده‌ال ما نیست اما پروسه رسیدن به محصول برای مجموعه ما رضایت بخش و راه گشا برای پروژه های دیگری در این مقیاس خواهد بود.

جهت مشاهده جزئیات بیشتر در رابطه با پروسه طراحی می توانید به انیمیشن پروژه و شیت‌های دیاگرام مراجعه نمایید.

این پروژه در زمینی به مساحت 8500 متر مربع با سطح اشغال 40 درصد و تراکم 560 درصد برای طراحی بلوک‌های مسکونی به صورت 14 طبقه روی پیلوت درنظر گرفته شده بود. پس بررسی گزینه های مختلف بخاطر تراکم بالایی که مدنظر کارفرما بود به این نتیجه رسیدیم که طراحی واحد‌ها بصورت بلوک نتیجه چندان مطلوبی نخواهد داشت. لذا تصمیم گرفتیم بجای ساماندهی متمرکز به یک ساماندهی درونگرا برسیم. ساماندهی درونگرا بخاطر سایه اندازی بیشتر و بوجود‌آمدن خرده اقلیم مناسب در حیاط استراتژی مناسب‌تری برای محافظت ساختمان در برابر گرمای تابستان می‌باشد.

در این پروژه میخواستیم روش بروز و جدیدی را در رسیدن به محصول معماری تجربه کنیم. «چگونگی» رسیدن به محصول و «چرایی» آن (پروسه) دغدغه‌های اصلی ما بودند و «چه» (محصول) اگرچه لازم اما در اولویت بعدی ما قرار داشت. به دنبال راه حل هایی بودیم که علاوه بر پاسخگویی به الزامات اجرایی پروژه، مرزهای پیشروی حرفه را می سازند.

پس از شکل‌گیری کلیت کالبدی مجموعه با مطالعه ای که بر روی نماهای مجموعه‌های مسکونی معاصر انجام شد مشاهده شد که در عمده این مجموعه‌ها نما صرفا پوسته خارجی ساختمان است. در حالی که در گذشته نما یک «لایه» از فضا بوده که گاه در خدمت فضاهای داخلی و گاه در قالب فضای میانجی در ارتباط با فضای بیرونی بوده است.

این پر و خالی بودن یک تمهید اقلیمی مناسب برای جلوگیری از نفوذ حرارت خورشید در تابستان و همچنین جذب انرژی در زمستان بوده است. در پی آن بودیم که به یک زبان فرمی قابل شناسایی دست یابیم که در عین تنوع و پیچیدگی قابل درک و منطقی بنظر برسد. لذا تصمیم بر آن شد که از دامنه لغات نسبتا کم اما ترکیبات متنوع و گسترده استفاده شود. بدین منظور سه کیفیت اصلی برای این لایه فضایی اضافه شده به ساختمان در نظر گرفته شد.

پروسه بهینه سازی انرژی