در این پروژه بخاطر محدودیت سطح اشغال و خواسته های متنوع کارفرما سعی شده که کلیه فضاها در یک نظام میان طبقاتی توضیع شوند تا در عین حالی که فضاها در تعامل سیال باهم هستند و ارتباط نزدیکی باهم دارند، تعین و تشخص هر فضا هم حفظ شود.

همچنین سناریوی عملکردی هر خرده فضا با یک ایوان کامل می شود. این شش ایوان امکان تدوام و بسط خرده فضاها از درون به بیرون را بوجود می‌‌آورند.

در این پروژه میخواستیم روش بروز و جدیدی را در رسیدن به محصول معماری تجربه کنیم. «چگونگی» رسیدن به محصول و «چرایی» آن (پروسه) دغدغه‌های اصلی ما بودند و «چه» (محصول) اگرچه لازم اما در اولویت بعدی ما قرار داشت. به دنبال راه حل هایی بودیم که علاوه بر پاسخگویی به الزامات اجرایی پروژه، مرزهای پیشروی حرفه را می سازند.

برای این منظور وجوه اصلی مدل اولیه در محیط نرم افزار استخراج و به صورت مدولار شبکه بندی گردید (Subdivision) . سپس الگوریتمی نوشته که معین می‌کرد این شبکه بندی با چه درصدی از پر و خالی و به چه شکلی می بایست طراحی گردد که به حالت بهینه برسیم.

بدین منظور متخصصان ما از محیط مدلسازی نرم افزار RhinoCeros و پلاگین Grasshopper به عنوان ابزار طراحی (Parametric Design) از پلاگین Ladybug به عنوان ابزار ارزیابی انرژی دریافتی ساختمان (Energy & Whether Data Analysis) و از پلاگین Octopus به عنوان ابزار بهینه سازی و حل مسئله (Simultion & Optimization) استفاده نمودند.

در این پروژه با توجه به عملکرد‌های متباین مجموعه ابتدا مخاطبین خود را دسته بندی کردیم.

برای هر عملکرد گره مستقلی تعریف کرده، باتوجه به همجواری‌های بستر در زمین پروژه جانمایی نمودیم. هر عملکرد حول یک حیاط شکل گرفت که با اقلیم گرم و خشک انطباق پذیر باشد.

سپس شاخص‌ترین قسمت پروژه یعنی برج که عملکرد اصلی در آن جانمایی شده بود با توجه به کانسپت «مرز نامعین میان زمین و آسمان» طراحی گردید.